برای آخرین بار
خدا کنه بباره
تو این شب کویری
یه قطره از ستاره
همیشه بودی و من
تو رو ندیدم انگار
بگو بگو که هستی برای آخرین بار
وقتی دوری تنهایی نزدیکه
قلبم بی تو می ترسه تاریکه
چه لحظه ها که بی تو
یکی یکی گذشتند
عمرمو بردند اما
یک لحظه بر نگشتند
تو چشم من نگاه کن
منو به گریه نسپار
حالا که با تو هستم
برای اولین بار!!!
پی نوشت:شب بارانی من که شب خاطره انگیزی بود ... که تو بودی و دگر هیچ نبود!!!
+ نوشته شده در یکشنبه 26 آذر1385ساعت   توسط آرام
|
