تبليغاتX
آبی -

 خنده هایی که به این دنیا میکنی!بی خیالیت...و اینکه میگی این دنیا همش کشکه واسه چی بهش فکر کنم؟این که میگی حالا که روزی تقسیم شده پس حرص چرا؟یعنی این حقیقته یا نه!نمیدونم اما یه جایی تو گوشه ی این ذهن شلوغ یکی هست که نشسته و خودشو به این در و اون در میزنه و میگه که

اون راست میگه !میگه که این دنیا به خدا هیچی نیست جز جاده ایی که باید فقط از اون رفت و گذشت...حالا اگه جای پات کمی...فقط کمی باقی موند بعد تو ..ترا خواهند شناخت و گرنه که هیچی ...نمیدونم همسرم میگه ما توی این دنیا بعد این همه سال چی کار کردیم که اسممون باقی بمونه؟چی کار کردیم آرام؟؟؟؟

 

 

پی نوشت:بعد از دیدن نمایش مرگ ابریشم کاری از آقای آتیلا پسیانی و ملاقات با آقای حمید رضا پگاه( در سریال آخرین گناه در نقش فرهاد مودت بازی میکرد )که اصلا فکرشو نمیکردم به این زود ی ببینمش و تاثیری که این نمایش روی من گذاشت نوشتن این چیزها بی مورد نبود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آبان1385ساعت   توسط  آرام  |