
چو به دوست دل سپردم
به خود این گمان نبردم
که نه بخت وصل دارم!
نه که طاقت جدایی...!
پی نوشت۱:این روزها مشغول نگاه کردنم...مشغول سکوت کردن...با لبهای پر ازفریادم ...میترسم...نمیترسم...دیشب که اومد بهش گفتم ...میخوام بهت برسم...باید وقتش که شد بالا سرم باشی و او قبول کرد...
پی نوشت ۲: برای آرام و شب خاکستری آرزوی تقدیری شیرین دارم!!!
پی نوشت ۳:[+]
+ نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت   توسط آرام
|
