تبليغاتX
آبی -

به تو مي پيوندم

وقتي در فراسوي توهمات زندگي

در عبور از پل بدون رود

در ريزش باران بي امان وحشت

تو را در كنارم حس مي كنم

به تو مي پيوندم.

 

به تو مي پيوندم

وقتي در عبور از جاده پر پيچ و خم زندگي

تكيه گاهم بودي و باورم كردي

وقتي كه برگ برگ زندگيم را ديدي

و دركم كردي

به تو پيوست

    اي " خوب خوب ترین"

 

 

 

پی نوشت: این شعر رو تو وبلاگ خاتون خاک و خاکستر دیدم. خیلی با حال و هوای امشبم سازگار بود.

جای بابا و... خالی!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت   توسط  آرام  |