
من گریزانم از این خسته ترین
شکل حیات
و از این غربت تلخ
که به اجبار به پایم بستند
می گریزم از شب
می گریزم از عشق
و تو ای پاک ترین خاطره ها
همه جا در پی تو می گردم...
پی نوشت:کمی خسته و دلگرفته از دوروبری ها هستم...نمیدانم آرامش از کدامین سو می آید؟
+ نوشته شده در جمعه 17 فروردین1386ساعت   توسط آرام
|
