نه به آب...
نه به برگ...
نه به این آبی آرام...
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام...
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم!
بهار
ابر وآئینه
شب نویس
گره کور
هزار و یک شب
هللــــــــــــــــــــــویا
پدرم ، با خاطراتت زنده ام
نریشن
خاتون خاک و خاکستر
خلوت گزیده
بزرگمهر حسین پور
عاشقانه های شهاب
دویدن به هیچ کجا
عکاسخانه
ته مانده های یک مرد
MY Yahoo! 360°
عشق دانه
هستی
فتو بلاگ من
رویای نا تمام من
یاس آرام
پنجره
نگاه نو
یادداشتهای یک مهاجر
داریانی
عیسی مسیح
غریبانه های تنهایی من
می گذریم
مریم دریایی
شهر سایه ها
باشگاه مشت زنی
عشق و دیگر هیچ
کافه ی زیر دریا
رازیانه
بوم سفید
allyoucanupload
persiangig
tinypic
updap
زن نوشت
سیبستان
نیک صالحی
118 تهران
کلوپ ایرانیان
دکتر میرزایی
دو عشق دات کام
لینکدونی
صنایع آرایشی و بهداشتی
آرایش
آهنگ و کد های جاوا
ادیتور
آپلود عکس
ترجمه آن لاین
خانه ی عکاسان ایران
آب و هوا
آرشیو مناسبت ها
قالب رایگان
آب و هوای یاهو
آب و هوای کرج
فیلتر شکن
بی بی سی
ایران مانیا یعنی همه چیز
آوای آزاد
بارون (عکاسی)
قالب های فانتزی
کتابهای رایگان
سایت فارسی کودکان
کمک به بلاگرها
لینک های جالب و خنده دار
عکسهای منتخب
ياهو
عكاسي
دانشنامه ي ويكي پديا
کارگاه طراحی قالب
برنامه هاي تلويزيون
قالب هاي زيبا
ایران کنسرت
طراح قالب وبلاگ
مردمان
تئاتر هاي روي صحنه
امروز در تاریخ
لينك هاي ويژه
لینکدونی
ديكشنري
ترفند هاي موبايل
مردمان
عكس هاي زيبا
چهل ستون
تاروت
زن در پیشینه پارسیان

زن در اوستا و همچنین در زبان سانسکرت به لقب «ریتهسیهبانو» یا «اَشَهبانو» خوانده شده، که به معنی دارنده فروغ راستی و پارسایی است. امروز واژه نخستین در زبان پارسی حذف شده و فقط بانو که، به معنی فروغ و روشنایی است برای زنان به کار میبریم. باز واژه مادر در اوستا و سنسکرت «ماتری» است که به معنی پرورش دهنده میباشد و خواهر را «سواسری» یعنی وجود مقدس و خیرخواه مینامد و زن شوهردار به صفت «نمانوپنتی» یا نگهبان خانه، نامزد شده است. زن درایران باستان (درمتون پهلوی) مقامی بسیار والا و ارجمند داشته است. مهریکی از ایزدان مادینه بوده که به شکل زن مهر آن نیز وجود دارد. اما بعدها نماد مردانه پیدا کرد. زن ایرانی در دوره هخامنشیان در کلیه امور همچون مردان به کار و پیشه مشغول بوده است. این را کشف سنگنبشتههای گلی در تخت جمشید به اثبات میرساند.
جالب این که بدانید زنان در هنگام زایمان مرخصی با حقوق داشتهاند و همچنین پس از زایمان به آنان پاداشهای گران بها نیر داده میشد. در برخی از سنگ نبشتهها شاهد آن هستیم که مردان در خدمت زنان کار میکنند و ریاست کارها به زنان است و نیز میبینیم که زنانی معرفی شدهاند که املاک وسیع و کارگاههای بزرگی داشتهاند، همچنین زنان دوره هخامنشی میتوانستند بدون هیچگونه دخالت شوهر در املاک و داراییهای خودهرگونه تصرفی که مایل بودند، بنمایند. در ایران باستان، مقام زن در جامعه بسیاربالا بود و زن در بسیاری از شئون زندگی با مرد همکاری میکرد. بنابرنوشته کتاب نیرنگستان پهلوی، زنان میتوانستند در سرودن یسنا و برگزاری مراسم دینی حتی با مردان شرکت کننده یا خود به انجام اینگونه کارها بپردازند. زنان حتی میتوانستند درا وقات معینی به پاسداری آتش مقدس پرداخته و طبق کتاب ماتیکان هزاردادستان به شغل وکالت و قضاوت مشغول شوند. در فروردین یشت و دیگریشتها و همچنین شاهنامه و دیگرحماسههای باستانی این سرزمین، اسامی بسیاری از این زنان نامدار و پهلوان و میهن پرست دین دار- که به واسطه کارهای مفید و نیکشان در گروه زنده و روانان جاوید، درآمدهاند – نام برده شده و برروان فرهمند آنان درود فرستاده میشود. در ایران باستان زنان همچون مردان میتوانستند فنون نظامی را یاد بگیرند و حتی فرماندهی کنندئ

برگرفته از کتاب ایران باستان
نوشته شده توسط آرام در سه شنبه 17 اردیبهشت1387
لينك
مطلب
نامریی کردن اشیاء

پرفسور نادر انقطاع از دانشگاه پنسیلوانیا و همکاران وی، شیوهای را پیشنهاد کردهاند که با استفاده از آن می توان با فنآوریهای موجود، اجسام را تا حد زیادی غیر قابل رویت کرد. این یافته میتواند ایده نامریی کردن اشیاء را که تا چندی پیش تنها در سطح داستانهای تخیلی علمی مطرح بود تا حد زیادی عملی کند{+}
پی نوشت:با تشکر از دوست خوبم آقای داریانی که زحمت کشیدند و این مطلب رو برام فرستادند.
نوشته شده توسط آرام در پنجشنبه 16 آذر1385
تکنولوژی فکر
... مبادا برای پر کردن خلاءهای زندگیات به دنبال دیگران بگردی و وجود خلاق و توانمند خویش را نادیده انگاری. مبادا کمالت را در دیگران بجویی و خوشبختی و سعادت، آرامش و رضایت را کیمیایی در دست دیگران بدانی.
لازم نیست نیمه مکمل کسی باشی یا کسی بیاید و نیمه ناتمام تو را کامل کند زیرا ارتباطی این گونه و دیدگاه و نگرشی این چنین، از همان ابتدا محکوم به شکست است. همین که فکر ناقص بودن را به ضمیر ناخودآگاه خود راه میدهی و به انتظار ناجی مقدسی مینشینی که چراغ زندگیات را روشن کند و تو را به خود بشناساند، ناخودآگاه، ضعف و کمبود و احساس عدم شایستگی و عدم اعتماد به نفس را به خویش القاء کردهای.
آری من برای رسیدن به آرامش و خوشبختی، قبل از هر چیز باید در توقعات و روابطم با دیگران تجدید نظر کنم و این چنین میکنم. نه نقش مظلوم را بازی میکنم که به همه پیام میدهد: "من خوبم و تو بدی، من بیشتر وقت گذاشتم و تو کمتر، من بیشتر زحمت کشیدم و تو تنپروری کردی و ..." و نه نقش قربانی که انسان ستمدیدهای است که خود را به انحاء مختلف فدا کرده است. او کسی است که به بد زیستن، معتاد است. دیوار کوتاهی است که هر کسی از آن بالا میرود و اسب رامی است که به هر کسی سواری میدهد و بار هر کسی را به دوش میکشد. ...
... کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من و این که هیچ کس، قادر نیست بهتر از خودم به من کمک کند. من هرگز به انتظار دیگران نمینشینم و وقت ارزشمند و گرانبهای خود را صرف انتظار برای آمدن آنهایی که شاید هرگز نیایند و شاید هرگز به نیازم پی نبرند، تلف نمیکنم. ...
پی نوشت:گزیدههای خیلی کوتاهی از کتاب "تکنولوژی فکر" نوشته دکتر علیرضا آزمندیان.
نوشته شده توسط آرام در جمعه 3 آذر1385
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by hamed1039.blogfa.com
