تبليغاتX
آبی
 
 
 

من یا فکر کنم همه آدمها، چند تا زندگی دارند، زندگی دانشجویی، زندگی کاری، زندگی شخصی، زندگی اجتماعی، بعدش وقتی غرق هر کدومشون میشیم یه هو دلمون برای اون یکی تنگ میشه .. وقتی درگیر زندگی دانشجویی هستیم و کلاس و استاد و دلم یه هو بشدت هوای زندگی شخصی ام رو می کنه، دلم هوای یه آدم خاصی رو می کنه که شاید خیلی توی زندگی شخصی ام نقش داره، بعدش توی همین زندگی شخصی که هستم،  دلم برای هیاهوی زندگی دانشجوی یا زندگی کاری تنگ میشه، بعضی وقتا که غرق زندگی اجتماعی هستم دلم برای زندگی دانشجویی تنگ میشه، این زندگی ها بهم ربط دارن ولی از هم جدا هستن، یه جاهای باهم تضاد دارن ولی در کل بهم پیوسته هستند، این زندگی ها هر کدوم مکمل هم هستند، یعنی اگه شاید یکی اش نباشه اون یکی یه چیزی کم داره، ولی درگیر هم نیستند، در کنار هم هستند و هر کدومشون جایی خاصی رو توی قلب و ذهن ما دارند، هر کدومشون هم انرژی میدند و هم گاهی وقتا انرژی می گیرند از ما، هر کدوم از این زندگی ها برای خودش یه عمقی داره که توی وجود آدم ریشه کرده و خیلی زیاد زمان میخواد تا این ریشه ها جدا بشه از تن آدم...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت   توسط  آرام  |