تبليغاتX
آبی
 

بر آن شدیم که سخنانی لطیف نه از جنس ِ خودمان که از جنس ِ شما
همراهان همیشگی و صبورمان بر تارنمای آبی حک کنیم به هرکجا رفتیم
دیدیم که بازار تبریکات داغ است و همه هم عازم هستند از بهر سفر...
پیش ِ خود گفتیم حال که امروز خانه نشین شدی و در قرنطینه به سر می بری
بیا و همتی کن و کمی از معلومات ِ اکابری خویش را از قفسه های تاریک ذهنت
به سوی روشنایی راهنمایی کن...

یادمان آمد که مسافریم و بیشتر کنکاش کردیم و دیدیم که یک برگ از سفرنامه
زندگی مان دارد از دفتر عمرمان کم میشود ...
امسال هم گذشت و اسفند آخرین نفسهایش را می کشد ...
سالی که گذشت برای آبی فراز و نشیبی بسیار داشت همانند  سالهای ِ
قبل ترش ولی با یک تفاوت...
و آن چیزی نبود به جز عشق...
و آن چیزی نبود به جز عشق...
و آن چیزی نبود به جز عشق...
نمی دانم تا به حال عاشق شده اید یا نه ٬ می گویند انسان ِ عاشق هیچ چیز
به جز یار را نمی بیند ...

 امید که یادمان باشد "باقی فقط اوست" و همه مان فانی هستیم ...

 

پی نوشت: امسال اولین سالیست که بابا نیست و...

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت   توسط  آرام  | 


 

 

یه جایی خوندم مردم امریکا پس از پایان جنگ های داخلی اتحاد شمال و ائتلاف جنوب بین سالهای (۶۵-۱۸۶۱) دچار سراسیمگی شدند...اما ...اما ایران که جنگ نبوده  پس این همه سراسیمگی مردم برای چیه؟ برای صاحب شدن جنس های بنجل شب عید یا پز دادن و چشم و همچشمی به هم با اون آشغالهایی که از چین اومدن؟ خوبه تحریمیم!  شنیدم میگن مردم دستشون پول نیست...خوبه هنوز دولت در اندر خم دادن حقوق اسفند و عیدی هزار مدل کسر شده ی کارمنداش هنوز کاسه ی چه کنم دستشه...نمیدونم چی بگم؟چه بهتر که  دایی و دختر دایی فرنگی من برای شب عید نیومدن وگرنه نمیدونستم باید به نیکولینه ی عزیز در رابطه با این رفتار هم وطنام چه توضیحی بدم...راستی خودمم لابه لای مردم قاطی شدم رفت... اینه دیگه اینجا ایرانه!!! 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت   توسط  آرام  | 


 

نگاهت 

آب را می ماند

برای

عطش دلم...

 

 

پی نوشت:...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت   توسط  آرام  | 


 

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد به این دیر خراب آبادم

ترافیک ، شلوغی و ازدحام ، بی حرمتی مردم به هم، چهر ه های داغون و حرص خورده ی هموطنام،نبود اسکناس،زرنگی مردم و این که همه فکر میکنن که حقشون داره خورده میشه، گرانی،چاله چوله های توی خیابونا،روغن زدگی کمک فنر اتومبیلم،نبود بابا که آخرش به خاطر همه ی این نابرابری ها مرد!!! کاش کمی جلوتر از نوک دماغمون رو هم می دیدیم!!!

پی نوشت: به کسی بر نخوره ، با خودمم هم هستم!!!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت   توسط  آرام  | 


 

تو و منو آسمو نو خدا ...!!!
بوي كاپيتان بلك... و كمي سيگار والبته توتون نعنات... و بوی پیراهنت!!!


وای خدايا بوي پيراهن يوسف داره از کنعان میاد!

 

پی نوشت: این پست رو باید قبل از سفرم به امارات میگذاشتم ...!

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت   توسط  آرام  | 


 

 

 

تا به زودی خداحافظ...!

پی نوشت۱:چند روزی میرم امارات ... زودمیام اگه خدا خواست و برگشتنی بودم!

پی نوشت ۲: دلم تو این شرجی گرم... نفسهای داغتو می خواد! تا روی این هوا رو کم کنه...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت   توسط  آرام  | 


 

 

وقتی دور میشوم

 محو نمی شوی

آینه میشوی در چشمهایم ....

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت   توسط  آرام  | 


 

تو مرا میفهمی

من تو را میخواهم

و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است

تو مرا میخوانی

 

 

من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم

و تو هم میدانی

 تا ابد در دل من میمانی

 

 

پی نوشت: به گلهای نرگسی که  برام گرفتی گفتم: 

- چرا ؟ باید اینقدر دلم براش تنگ بشه که وقتی صداشو می شنوم هق هق گریه رو سر بدم...آخه بابا رحمی!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت   توسط  آرام  | 


ديگر براي هيچ كس تعقيب قيمت نفت جذاب نيست چرا كه از سال 84 به اين ور هر چه قيمت نفت بالا رفته درصد تورم و بيكاري و ... هم بالا رفته گويی رابطه مستقيمي بين گراني و افزايش قيمت نفت  وجود داره البته اين روزها  هر كدام از مسئولين با سوال علت گراني روبه رو مي شوند افزايش قيمتهاي جهاني را علت اصلي گراني ها مي دانند و تاثير تحريم هاو تصميمات دولت را در زمينه اقتصادي بر تورم رو ناچيز مي دونن البته بعضي ها مثل وزير كشور اعتقاد دارند اين نوع فشار ها زياد هم بد نيست وباعث آب ديده تر شدن مردم در مقابل مشكلات بزرگتر مي شود اما ما ايراني ها چه كنيم  ...؟ میدونین تو یه ده کوره فکستنی آپارتمان شده متری چند؟ تو ده کوره ای که  حتی تو نقشه هم زیر پونزه  و وقتی میخواهیم بدونیم آب و هوای این ده چند درجه است هیچ منبع موثقی خبر از وجود این شهر نداره و باید به ناچار به دماسنج پناه برد... آره داشتم میگفتم قیمت هر متر مربع زمین تو اون خراب شده که شرم دارم اسمشو ببرم شده یک میلیون و نهصد هزار تومن... خیلی خنده داره نه؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت   توسط  آرام  |