نه به آب...
نه به برگ...
نه به این آبی آرام...
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام...
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم!
بهار
ابر وآئینه
شب نویس
گره کور
هزار و یک شب
هللــــــــــــــــــــــویا
پدرم ، با خاطراتت زنده ام
نریشن
خاتون خاک و خاکستر
خلوت گزیده
بزرگمهر حسین پور
عاشقانه های شهاب
دویدن به هیچ کجا
عکاسخانه
ته مانده های یک مرد
MY Yahoo! 360°
عشق دانه
هستی
فتو بلاگ من
رویای نا تمام من
یاس آرام
پنجره
نگاه نو
یادداشتهای یک مهاجر
داریانی
عیسی مسیح
غریبانه های تنهایی من
می گذریم
مریم دریایی
شهر سایه ها
باشگاه مشت زنی
عشق و دیگر هیچ
کافه ی زیر دریا
رازیانه
بوم سفید
allyoucanupload
persiangig
tinypic
updap
زن نوشت
سیبستان
نیک صالحی
118 تهران
کلوپ ایرانیان
دکتر میرزایی
دو عشق دات کام
لینکدونی
صنایع آرایشی و بهداشتی
آرایش
آهنگ و کد های جاوا
ادیتور
آپلود عکس
ترجمه آن لاین
خانه ی عکاسان ایران
آب و هوا
آرشیو مناسبت ها
قالب رایگان
آب و هوای یاهو
آب و هوای کرج
فیلتر شکن
بی بی سی
ایران مانیا یعنی همه چیز
آوای آزاد
بارون (عکاسی)
قالب های فانتزی
کتابهای رایگان
سایت فارسی کودکان
کمک به بلاگرها
لینک های جالب و خنده دار
عکسهای منتخب
ياهو
عكاسي
دانشنامه ي ويكي پديا
کارگاه طراحی قالب
برنامه هاي تلويزيون
قالب هاي زيبا
ایران کنسرت
طراح قالب وبلاگ
مردمان
تئاتر هاي روي صحنه
امروز در تاریخ
لينك هاي ويژه
لینکدونی
ديكشنري
ترفند هاي موبايل
مردمان
عكس هاي زيبا
چهل ستون
تاروت
ریش............

ازش پرسید چرا ریش گذاشتی؟
گفت زنم کارش گیر پیدا کرده بود !!!
مملکتو داریییی؟؟؟؟
با ریش گذاشتن میشه کار را انداخت!!!!!
نوشته شده توسط آرام در سه شنبه 23 بهمن1386
لينك
مطلب
ای کاش امتداد لحظه ها تکرار همیشه با تو بودن بود...
برای تو که نمیدانم در خاطرت میمانم یا برایت خاطره می شوم...!
پی نوشت: مدتیه نوشته هام عاشقانه شده... از دورو برو اجتماعم غافلم؟ تو میدونی چرا؟ امروز امامزاده طاهر و کردان و حضور... باز هم برایم خاطره شد!
نوشته شده توسط آرام در جمعه 19 بهمن1386
چقدر شیرین بود ...

پی نوشت: باز هم دلتنگ بابا شدم!!!می خوام برام دعا کنه...
نوشته شده توسط آرام در دوشنبه 15 بهمن1386
نمایش کنیزک من

عشق من گويا كم جان شده بود!
امشب از نور رخ ماهت، جانش دادم.
ترس و ترديد، در اين عاشق ديوانه فراوان شده بود!
امشب از پرتو فرزانگي ات، ماه، امانش دادم.
شبح "كلبه عشق"ي كه به شوقش مي تاخت
از غم تاول و پاي آبله زندان شده بود!!!
من تورا يادش آوردم و انگار جهانش دادم.
"چشم" من باز و حجاب از رخ "ماه" تو به دور
تا ابد ايدون باد.
نوشته شده توسط آرام در دوشنبه 1 بهمن1386
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by hamed1039.blogfa.com
