تبليغاتX
آبی

 

 

 تقسیم بندی  عادلانه ی دریای خزر!ماهی ۱۰ سانتی ۷۰۰۰ تومان یعنی چی ؟شنیده ها حاکی از آن است که دیگر نباید ماهی بخوریم...فکر کنم نسل ماهی دریای مازندران  مثل ببرمازندران منقرض شد!!! 

پی نوشت:تاریخ تکرار میشود...!!!البته ببخشیدا من هم کمی دیر متوجه این موضوع شدم و اگر همسرم نمیگفت شاید اصلا متوجه نمیشدم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت   توسط  آرام  | 


 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

مسافر آبان غمگین هشتاد وشش*

لحظه ی عزیمتت که ناگزیر شد**

این شهر شاعر کش

پر شد از کابوس من و

مرثیه سرایی متشاعرانی

که نام را

از میراث تو وام می خواستند. 

 

پی نوشت:دیگه حاجتی ندارم!!!

 

*:برگرفته ازعنوان کتابی از سید علی صالحی((مسافر غمگین پاییز پنجاه و هشت))

**:قیصر امین پور

      

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت   توسط  آرام  | 


ياني کريسوماليس در 14 نوامبر سال 1954 (23 آبان 1333 ) در شهر کالاماتي يونان به دنيا آمد . و دوران کودکي و نوجواني اش را در شهر زيبا و کوهستاني کالاماتا گذراند. در سن چهارده سالگي  به رشته شنا علاقمند شد و توانست رکوردي ملي در رشته شنا بري کشورش يونان بجا گذارد و تلاش گسترده ي بري رسيدن به رقابتهي المپيک نمود. در سال 1972 ميلادي (1351 شمسي) به آمريکا بري تحصيل در رشته مورد علاقه اش روانشناسي در مشهور ترين دانشگاه روانشناسي دنيا يعني مينسوتا رفت. پس از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه در يک گروه محلي راک در مينسوتا بنام کاملئون ( Chameleon) بعنوان نوازنده کيبورد آغاز بکار کرد.

پس از آن کسي نميداند چه اتـفاقي بري ياني افتاد اما او اکنون صاحب استديوي شخصي است و بيش از 25 ميليون از آلبوم هي وي در دنيا بفروش رفته است. او تبديل شد به موسيقي داني مستـقـل با عقيد و تفکري منحصربفرد و به شهرت و محبوبيتي جهاني دست يافت و ين در حالي بود که ياني حتي قادر به خواندن و نوشتن ساده ترين نتهي موسيقي نيز نمي باشد ولي با تبحري خواص ساخته هي خود را با روش مخصوص خود و رسم الخط ابدائي خود مينگارد. ياني قطعاتي کامل و زيبا دارد که کاملا ساخته خود اوست و در سبکي انحصاري اجرا شده است.

 

 

 

اکثر آلبوم هي ياني توسط شرکتهي virigin records  ويا EMI توليد تهيه وتوزيع ميشوند. ياني موسيقي هي بيشماري بري برنامه هي تلويزيوني و سينميي ساخته و همچنين قطعات تبليغاتي متعددي بري شرکتهي تجارتي – بازرگاني گوناگون خلق نموده است. او اوقاتش را بيشتر در لوس آنجلس و سياتل آمريکا ميگذراند و اکنون يک شهروند آمريکيي بشمار ميرود. او مدتها با خانم هنرمندي بنام ليندا يوانز همکاري صميمي داشت و در اويل سال 1998 ين ارتباط را پيان يافته اعلام کرد. ين ارتباط ظاهراً يک همکاري دوستانه بوده است.!! ياني از اويل سال 1998 تا ماه آوريل 1999 هيچگونه فعاليت توليدي کنسرت و توري را برگذار نکرد و به استراحت پرداخت. و در سال 2000  يکي از بي نظير ترين آلبوم هي خودش را ارائه داد در سبکي متفاوت از آلبوم هي گذشته اش... جالب ينست که تمام تنظيمات و تبديلات موسيقي ين آلبوم شخصاً و فقط توسط خود ياني در استديو شخصي خودش انجام شد !

 

 

ياني در هنگامي که بري ساخت آهنگ تمرکز ميکند به تلفنها پاسخ نميدهد و در آرامش کامل وسکوت مطلق بري آماده کردن ذهن خود به سر ميبرد و هيچکس را به ملاقات نمي پذيرد.! ياني تا بحال موسيقي به سبک کليسيي – مذهبي ارائه نکرده است چرا که همواره اعتقاد به خلق کارهيي جديد با تکيه به انديشه هي نو و جديد خود دارد. در قطعات Niki Nana و Aria موسيقي بر مبني يک اپري فرانسوي قديمي متعلق به قرن نوزدهم ميلادي بنام Lakme  ساخته  Leo Delibes  مي باشد و اشعاري که در ين قطعات خوانده ميشود اکثراً اصوات آهنگين بوده و فاقد معني خاص ميباشند و بر خلاف تصور موجود بزبان فرانسوي نميباشند بجز قسمتهيي محدود که بزبان انگليسي هستند و در اشعار آلبوم ستيش ذکر شده اند. ياني آهنگي تبليغاتي را با همکاري مالکوم مکلارن ساخته است که سابقاً با گروه  Pistols  همکاري ميکرده است. ين آهنگ تغيير يافته يک اپرا است که با افزودن يک ترانه تکميل شده است و ين آهنگ که جرات آرزو يا  Dare to Dream  نام دارد بري شرکت هواپيميي بريتيش يرلينز ساخته شده است. ياني تميلات مذهبي ندارد و مخالف کليسي سنتي است او معمولا خيلي بندرت موسيقي گوش ميدهد و بگفته خود او موسيقي را صرفاً از يستگاههي راديويي گوش ميدهد. خواننده مورد علاقه او Peter Gabriel  ميباشد و معتقد است که در سالهي اخير بجز موسيقي محمد رسول الله و... عيسي مسيح ... دکتر ژيواگو ... يندرا گاندي و چند قطعه محدود ديگر ... قطعه جالب توجهي نشنيده است. مادر و پدر ياني هر دو اهل يونان هستند ... مادر وي فليستا Felista و نام پدرش سوتيري  Sotiri  ميباشد . ياني قطعه هيي را بنام مادرش ساخته است و علاقه خاصي به کشور خود و مکانهي قديمي دارد.

 

 

Yanni

 سالها پيش ياني با جازيست خود چارلي آدامز Charlie Adams  آشنا شد و اولين کار خود را بنام بيرون از سکوت يا Out Of Silence در سال 1987 (1366 شمسي ) يه بازار عرضه کرد. ياني سالها پيش با شهرداد روحاني همکاري تنگاتنگي داشت و از تجربيات او استفاده فراوان برد و با همکاري شهرداد و با استفاده از دانش و تجربه او يکي از زيباترين کنسرتهيش را در شهر آکروپليس يونان و با رهبري شهرداد روحاني اجرا نمود.(شهرداد روحاني از موسيقي دانان بزرگ کشورمان يران است و حضور وي در عرصه موسيقي جهان افتخاري است بري يران) ياني در سال 2003 آلبومي متفاوت و پر تنوع به نام Ethnicity  روانه بازار کرد و احاطه و قدرت خودش را در انواع مختلف موسيقي به دنيا ثابت کرد.

در ين آلبوم ياني با استفاده از خواننده هي جديد و البته زياد نسبت به کارهي قبلي اش نوعي تفاوت آشکار از لحاظ موسيقي با شعر در آهنگهيش يجاد کرده و به سبک جديد و منحصر به فرد Walk Show روي آورده است .

به عقيده کارشناسان موسيقي و طرفداران موسيقي ... ياني در سالهي اخير نسبت به دهه نود افت داشته هر چند ين افت نامحسوس است ولي تاثير زيادي بر روي يکه تازي ياني در عرصه موسيقي  New Age داشته است.

البته خود ياني نام گذاري سبک New Age را بر روي آثار او از بد شانسي اش ميداند و او نام Contemporary Instrumental Music (موسيقي هم عصر)

را بيشتر ميپسندد!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آبان1386ساعت   توسط  آرام  | 


 

 

ديدن جعفر والي در نمايش اتاق شماره ي شش و اجراي زيبايش در نقش اول اين كار منو به ياد برادر مرحوم و هنرمندش  آقاي علي محمد والي كه يكي از دوستان ديرينمون بود انداخت و باز ياد اين دنياي بي مرام و بي ارزش افتادم...ياد بابا  كه رفت و آقا والي  كه مرحوم شد...هر دوشون چه زود از ميان ما رفتند...پشت صحنه وقتي با آقاي جعفر والي صحبت ميكرديم همگي به ياد اون مرحوم افتاديم ...دلم نيومد ازش يادي نكنم...خداوند روحش را قرين رحمت سازد... و بابا رو هم!

تئاتر اتاق شماره ی ۶ به کارگردانی ناصر حسینی مهر و با اجرای جعفر والی هم اکنون در تالار مولوی به نمایش گذاشته شده.دیدنش رو به هنر دوستان توصیه می کنم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت   توسط  آرام  | 


 

 

 

بیگ محمد گفت:

ـ هیچ وقت عاشق بوده ای ستار؟!

ستار٬به لبخندی دوستانه در چشمان و گونه های جوان بیگ محمد نگریست و گفت:

ـ عاشق زیاد دیده ام!

بس ساده و یکرویه بیگ محمد پرسید:

ـ راه و طریقش چه جور است عشق؟

ستار به جواب گفت:

ـ من که نرفته ام برادر!

:آنها که رفته اند٬ چی؟آنها چه می گویند؟

ـ آنها که تا به آخر رفته اند٬وانگشته اند تا چیزی بتوانند بگویند!

:به جد می گویم ستار!

ـمن هم به جد جواب می دهم .به جان همدیگر آنکه عاشق است خودش ٬خودش را نمی تواند ببیند

 تا بتواند حال خودش را وصف کند .فقط یک دم آدم غافل می شود و حال بگیر که آن دم بشود همیشه.

آنوقت حرفی به زبانت می آید که از حال خودت برای دیگران بزنی.گیرم که حرفی به زبانت بیاید٬تازه

گفتنت چیزی را روشن نمی کند. گنگ را گنگ تر میکند!

پی نوشت: بر گرفته از کتاب کلیدر نوشته ی محمود دولت آبادی است.(جلد هشتم)

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت   توسط  آرام  | 


اتفاق

افتاد         آنسان که برگ       آن اتفاق زرد می افتد

افتاد     آنسان که مرگ       آن اتفاق سرد می افتد

اما          او سبز بود و گرم که      افتاد!!!

 

 

یاد اون سالها،سالهای دوری که من دور از خونه بودم...تنها شعرهای قیصر امین پوربود که همدم شبهای شعرمون با لیلا،راحله و دنیایی که هرگز ندیدمش...اما امروز و حالا میشنوم که اونم رفته...به جایی که ناصر رفت...یاحقی رفت...جایی که بابا رفت...جایی که من هم مشاقانه به امید اومدن اون روز و پیوستن به پدرم روز شماری میکنم!!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آبان1386ساعت   توسط  آرام  | 


ممنون از دوست خوبم علی داریانی که منو به این بازی دعوت کرد

معرفی:آبی آرام بلند،چون دنبال آرامش بودم و تا حدودی به دستش آوردم!!!

فصل، ماه و روز مورد علاقه ام :پائیز،مهر،و پنج شنبه

رنگی که دوست دارم:سبز

غذای مورد علاقه ام:ژیگو و استیک با سس قارچ

موسیقی مورد علاقه ام:یانی و احسان خواجه امیری

ساز مورد علاقه ام :دف،پیانو،ویولن

بدترین ضد حال:...

بزرگترین قولی که دادم:فراموش کردن یه چیزی!

ناشیانه ترین عمل:قول ازدواج به یه نفر!

بهترین خاطره ی زندگی:اومدن دایی بیژن به ایران!

بدترین خاطره ی زندگی:فوت پدرم تو شمال!

کسی که مشتاق دیدنش هستم همیشه: همسرم (شب خاکستری)!

دعا برای چه کسانی:همه ی ایرانی ها...

نفرین :دوست ندارم.

وضعیتم در ۱۰ سال آینده(یا بهتر بگم دوست دارم چی بشه):از ایران رفتم...

من هم دوست خوبم امیر رو به این بازی دعوت میکنم!

 

+ نوشته شده در  جمعه 4 آبان1386ساعت   توسط  آرام  | 


 

شیطان با ماست! لحظه به لحظه ،نفس به نفس !لازم نیست حتما او را به طریقی خارق العاده ببینیم اگر خوب چشمهایمان را باز کنیم او را می بینیم صدایش را می شنویم دستان به ظاهر محبت آمیز طاعون زده اش را لمس می کنیم .

 

 

وقتی که به ماشین جدید و شیک و نوی همسایه نگاه می کنیم و با خود می گوییم مرد ک تازه به دوران رسیده ببین چه ماشینی گرفته!این حسد ،این آز از آن ما نیست ندای شیطان است آن را نمی شنویم؟!

 امروز تو روزنامه خوندم که پلیس مردی رو به جرم حمل و نقل مواد مخدر باز داشت کرده و جالب اینجا بود که مردک با جدیت تمام ادعا میکرد فردی به نام الیاس به او گفته که باید این کار رو انجام بدی!!! میبینین تو رو خدا، اینم از سناریو های آبدوغی ما!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت   توسط  آرام  |