
خداحافظ همين حالا
همين حالا كه من تنهام
خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام
خداحافظ كمي غمگين به ياد اون همه ترديد
به ياد آسموني كه منو از چشم تو مي ديد
اگه گفتم خداحافظ نه اين كه رفتنت ساده است
نه اين كه ميشه باور كرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اين كه نبندي دل به روياها
بدوني بي تو و با تو همينه رسم اين دنيا
خداحافظ
خداحافظ همين حالا
خداحافظ
پی نوشت:بعد از اون همه دلهره...اومدنت اونجوری که همه رو سرپرایز کردی و بعد هم مرگ بابا که باز اون هم غیر منتظره بود...و جای خالی اون و برگی که در دفتر زندگیم خورد و جشن میلاد دیشبت و رفتن هول هولیت که تاریخ پرواز رو اشتباه کرده بودیم...
نمیدونم این چهل روز بر ما چه گذشت هر چه بود مثل خیال بود...
دایی عزیزم برات آرزوی سلامتی و دیدار مجدد میکنم!!!





