تبليغاتX
آبی

 

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش
اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام
حافظ

پی نوشت:نوروز بر تمامی ایرانیان مبارک باد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اسفند1385ساعت   توسط  آرام  | 


 

 

فکر کنم بعد سال تحویل میخواد قحطی بشه که اینطور مردم رو هول برداشته و خودشونو به درو دیوار میزنن تا مالک جنس های بنجل بازار شب عید بشن!...از گلدون پلاستیکی گرفته تا کیسه ی حمام و سنگ پا...ادویه جات...روسری های گل من گلی...آجیل های مونده ی سال قبل که مردم هم کیلو کیلو میخرند...پرتقال های دولتی کیلویی ۶۰۰ تومن که به درد سطل زباله میخوره ... و مردم نادار و حقوق نگرفته که مشت به عابر بانکها می کوبند و پشت بانکها صف کشیدن...نمیدونم کدوم نفرین مردم این مرزو بوم رو به قهقهرا برد؟

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت   توسط  آرام  | 


 

 

              
يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
 
چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.

مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.
 
 مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.
 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اسفند1385ساعت   توسط  آرام  | 


 

فکر می کنم بهترین ترفند برای سالم و آگاهانه زندگی کردن تو این روزگار پررنگ و نیرنگ تعصب و تحجر نداشتنه. تعصب به باورهای کهن و پوسیده و تعصب در مدرنیته و نو شدن و اندیشیدن. بهترین روش برای شناخت و در نتیجه نجات خودمون و اطرافمون، که تو باتلاق این دنیا گیر افتادیم و به متعصبانه ترین شکل ممکن فقط خودمون و دور و برمون را می بینیم و داریم تو سر و کله هم میزنیم و لحظه لحظه بیشتر فرو می ریم و غرق می شیم، یه نگاه بی طرفه،
یه نگاه از بالا

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت   توسط  آرام  | 


انگار کلمات از ذهنم فرار میکنه...دیگه نمیدونم از چی بگمو به کی بگم؟ دلتنگی های منو نگاههای حسرت تو...راست شد گفته ام که عشق همش حسرته!اشکهام بی اراده میاد مخصوصا وقتی که به غریبانه های تنهایی حسین نریمانی سر میزنم.انگار تموم غمهای عالم به دلم میریزه...بر خلاف امروز که او بود من بودم و عشق...مهربون شدن خودم که برام جای تعجب داره و عیدی که پیش پیش گرفتم...و محبت اون که با وجود همه ی بدی هایی که بهش کردم بازم دوستم داره!که اگه هرکسی دیگه بود میگذاشت و می گذشت... تو تنهایی تار تو این شبهای خاکستری باز کنارم موند تا به دست خودم نمیرم.منی که خود زنی کردم منی که می خواستم یک لحظه آرامشم رو با شبی تیره و خاکستری تعویض کنم.اون با همه ی عشقش مثل یه پرنده منو زیر بال های خودش گرفت منو از این تاریکی گرفت اما خودش خاکستر شد...و حالا من نشستم روی جسدی که خودم کشتمش و میگریم...چه سود آرام؟این چه وقت آرام شدنت بود؟چه وقت آبی شدن آسمان دلت بود؟نگاهی خیره به عکسهای خنده هات...مظلومیت چشمات و صداقتی که حتی به خاطر منافعت هم زیر پات نمی گذاری؟ چرا نفهمیدم تو رو؟ چرا درک نکردم چه کسی رو دارم؟ آب در کوزه من تشنه لب میگشتم!تو بودی و من نبودم تو ماندی و من نماندم تو شکستی تا من بالنده بشم...تو خاکستر شدی تا من آرام بگیرم...کاش سهم من از زندگی شبهای خاکستری شه!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت   توسط  آرام  | 


 

سوالي كه اكثرا مد نظر جامعه شناسان  و استادان  دانشگاه بوده

آيا شيوه ازدواج با اينترنت، روش مناسبي است تا جوانان ما به آن توجه داشته باشند يا خير؟

 

                    

 

+ نوشته شده در  جمعه 11 اسفند1385ساعت   توسط  آرام  | 


 

رسم زندگی اینست

روزی کسی را دوست میداری

و

روز دگر تنهایی

به همین سادگی!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت   توسط  آرام  | 


 

سد سیوند که در چند سال گذشته به یکی از جنجالی ترین پروژه های ایران تبدیل شده است در 60 کیلومتری تخت جمشید و 12 کیلومتری پاسارگاد نخستین پایتخت هخامنشی قرار دارد. این سد در تنگه بلاغی در استان فارس ساخته شده است. در سه سال گذشته در همین منطقه باستانشناسان بیش از 100 منطقه باستانی را کشف کرده اند. فعالان هشدار داده اند که این سد پس از آبگیری خطری جدی برای میراث باستانی ایران خواهد بود وسبب زیرآب رفتن بخشهایی از تنگه بلاغی و آثار باستانی منطقه خواهد شد

 

 

 

پی نوشت:پاسارگاد در دشتی زیبا و خرم در نزدیکی شیراز قرار داره مدتها از سفرم به اونجا میگذره اون مکان آبا و اجدادی که وقتی رو خاکش گام برمیداشتم به وضوح صدای سم اسبان و اون قدرت بی پایان پدرانم  رو  میشنیدم....نمیدونم چی بگم ؟

+ نوشته شده در  جمعه 4 اسفند1385ساعت   توسط  آرام  |